مهمونی خونه خاله المیرا
دخمل گلم امروز عصر دوست مامان (خاله سپیده) برای اولین بار اومده بود دیدن شما نانازه مامان... خیلی از دیدنت خوشحال شده بود و میگفت باورش نمیشه شما دخمل من باشی و من مامان شدم... بعدش بابایی که دیروز رسیده تهران من و شما و خاله سپیده رو برد خونه یکی دیگه از دوستای مامان(خاله المیرا) که اتفاقا خاله المیرا هم یه دخمل داره که دو ماه و نیم از شما بزرگتره...اسمش آنیا ست و نی نیه زبل و با مزه ای بود...وقتی رسیدیم اونجا خیلی با تعجب به هم نگاه میکردین و کم کم با هم مشغول بازی شدین... &...
نویسنده :
مامان نلیا
23:41









