بازی شیطون بلا با غوره ها
دخملم این روزا خیلی شیطون شدی و همش دوست داری بخزی و بری و به همه چی دست بزنی...
خیلی کنجکاوی میکنی گلم...قربون اون حس فضولیتتتتتتتتتتتت....![]()

امروز عزیز جون غوره خریده بود و داشت اونا رو پاک میکرد...شما هم پیشش نشسته بودی و مشغول بازی با غوره های تو کاسه شدی...همش دستتو میکردی تو کاسه و چنگ میزدی تو غوره ها....
خیلی هم حال میکردی...مشتتو از غوره ها پر میکردی و نگاشون میکردی...تو مشتت پر از غوره بود...وقتیم ازت میگرفتیم گریه میکردی...![]()
آخرش هم کاسه غوره ها برگردوندی و همشو ریختی رو زمین....و زودی سرتو اووردی بالا و به عزیز نگاه کردی ببینی دعوات میکنه یا نه....
اینا عکساته...



![]()
![]()

آخی قربون اون نگات بشم من...آخه مگه میشه شما قند عسلو دعوا کرد؟

اینجا دیگه خیالت راحت شد که کسی نمیخواد دعوات کنه و دوباره مشغول بازی شدی...تو مشتت پر از غوره ستااااااااا...

.gif)


بازی شیطون بلا با غوره ها
