panisapanisa، تا این لحظه: 13 سال و 10 ماه و 11 روز سن داره

بهترین بهانه ی نفس کشیدن مامان و بابا

شروع غذای کمکی پرنسس پانیسا

1392/4/26 2:44
نویسنده : مامان نلیا
245 بازدید
اشتراک گذاری

سلام عشق کوچولوی مامان...ما برای شروع غذای کمکی نمیدونستیم دقیقا از کی میتونیم بهت غذا بدیم...یکی از دکترات میگفت از 4.5 ماهگی و یکی دیگه میگفت از 5 ماهگی...وقتی 4.5 ماهت شده بود تصمیم گرفتم به حرف دکتر اولیه گوش کنم و بهت فرنی بدم (اون موقع شما تازه بیرون روی گرفته بودی)...

بار اول که فرنی رو درست کردم خونه مامانی اینا بودیم و یادم افتاد که باید شیر رو رقیق میکردم برای همین اون فرنی ای که پخته بودم رو خودم خوردم...بعدش برای بار دوم درست کردم که چون شیری که تو ظرف ریخته بودم خیلی کم بود همش تبخیر شد و چیزی نموند...بعدش برای بار سوم درست کردم که همه چیش میزون شد اما درست تو لحظه آخر وقتی هنوز سر گاز بود یکی از پشه های خونه ی مامانی اینا افتاد توشخنده


اونجا بود که تصمیم گرفتم بیخیال شم و به حرف همون دکتر دومیه گوش بدم...

حالا اولین چیزی که شما به جز شیر مامان خوردی لعاب برنج بود...وقتی که هنوز مریض بودی و بیرون روی داشتی...

تاریخ 92/2/23 بود...یعنی تقریبا 4 ماه و 25 روزت بود...البته من این تاریخ و این غذا رو به عنوان شروع غذای کمکیت حساب نکردم...چون فقط 2-3روز خوردی و بعد به خاطر مریضیت(بیرون روی که داشتی) مجبور شدیم قطع کنیم تا اختلالی تو درمان ایجاد نکنه...اون روز عزیز جون اینا خونمون بودن...عزیز جون ازم خواست که خودش بهت بده...با قاشق...با خوردن اولین قاشق قیافت به هم رفت...خندهاین عکسشه:



بعد از اینکه مریضیت خوب شد دکتر اجازه ی شروع غذای کمکی رو داد...برای غذا دادن بهت خیلی هیجان زده بودم و دوست داشتم زودتر خوب شی و غذاتو شروع کنم...تا بالاخره روز 92/3/13 شروع کردم...یعنی تقریبا 5 ماه و 16 روزت بود...با فرنی شروع کردم...اینم عکسشه...قیافتو ببین چه به هم رفته:خنده



                                                         



روز اول 1 قاشق خوردی و روز دوم 2 قاشق و روز سوم 3 قاشق...تا یه هفته...بعد بهت به جز فرنی حریره بادوم دادم...اونم تا یه هفته و هر روز یه قاشق اضافه کردم...بعد از اون سوپ رو شروع کردم که توش برنج/ماهیچه گوسفند/سیب زمینی/هویج ریخته بودم...اونم تا یه هفته...روزی یه قاشق اضافه میکردم...بعدش دیگه روزی سه بار بهت سوپتو میدادم که توش کره هم میریختم...و به عنوان میان وعده فرنی و حریره بادوم و موز و کمپوت سیب و کمپوت گلابی میدادم...تا آخر 7ماهگی این رژیم غذاییت بود...

و حالا برات بگم از غذا خوردنت...روزا و هفته های اول اصلا بلد نبودی غذا رو قورت بدی...با اینکه قاشق رو کم پر میکردم اما موقع قورت دادن کلی از غذات از دهنت بیرون میریخت و زیاد هم خوشت نمیومد که با قاشقت غذاهای دور دهنتو جمع کنم...برای همین شما این شکلی شدی که تو این عکس میبینی:خنده



البته اینم بگم که مامان خیلی ناراحت میشد وقتی میدید کل صورتت فرنی ای شده...مخصوصا اینکه با دستت فرنی های روی پیشبندتو میمالیدی به مبل و ...قیافه من این بود: 

اینجا رو ببین داشتی چکار میکردی:خنده



                                                          


                                                              

بالاخره کم کم یاد گرفتی که به جز شیر بلعیدن میشه غذا هم قورت داد... 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)