بیرون روی کوچولوم!
سلام عسل مامان...عزیزجون و بابا جون برای یه هفته اومدن ساری پیش ما...شما هم حسابی یه دل سیر با عزیز بازی کردی...همش با هم بازی میکردین و شما با صدای بلند قهقهه میزدی و ما رو هم با صدای خنده ات میخندوندی...
و اما داستان این مریضیه شما...شما تقریبا یه ماه و یه هفته بیرون روی داشتی...وقتی برای اولین بار بردیمت دکتر خودت گفت که باید دارو بخوری و تا 5 روز هم اول شیر مامان رو که قند بیشتری داره نباید بخوری...همین کارو کردیم اما خوب نشدی...دوباره بردیمت که گفت تا یه هفته اصلا نباید شیر مامان رو بخوری و به جاش یه شیر خشک مخصوص بدون قند بخوری...![]()
از همون اول هم دادن شیر خشک به شما برام خیلی سخت بود...اما این بار مجبور بودم که بهت بدم تا خوب شی...حسودیم میشه وقتی میبینم داری از شیشه؛ شیر میخوری...اما چاره ای نیست دیگه...خدا رو شکر شیشه رو سخت نگرفتی(چون دیگه به خوردن پستونک عادت کردی)...![]()
تا 3 روز شیر خشک خوردی اما از اون ور بوم افتادی و یبوست گرفتی...![]()
مجبور شدم برای اینکه اذیت نشی شیر خشکو قطع کنم و شیر خودمو بدم...اما شما باز بیرون روی گرفتی...
دوباره شیر خشکو شروع کردم و تا یه هفته کامل شیر خشک خوردی و بعد دیگه شیر خودمو دادم امممممما باز بیرون روی گرفتی
دوباره بردیمت دکتر...گفت که سالمی و هیچ مشکلی نیست و دیگه به بیرون روی شما توجهی نکنیم و غذای کمکیت رو با 16 روز تاخیر شروع کنیم...یعنی از 5 ماه و 16 روزگیت...
مامانی اینا میگن این بیرون روی که داری به خاطر دندون در اووردنه و به زودی دندونت در میاد...یکی از دوستهام(خاله مهسا) میگه دخترش تا یه ماه همین مشکلو داشت و هر کاری هم کرده دخترش خوب نشده تا دندون در اوورده...
شما هم با شروع غذای کمکی کم کم خوب شدی...
چند تا عکس برات میذارم از شیر خشک خوردنت:![]()

اینجا پاهاتو ببین دور دست بابایی حلقه کردیش:






بیرون روی کوچولوم!
