اولین کلمه ای که پانیسا گفت
دخمل گلم شما تو روز 92/5/31 وقتی 8 ماه و 2 روزت بود و من داشتم برات غذا گرم میکردم و شما رو زمین تو بغل بابایی بودی و داشتی نق نق میکردی و بهونه منو میگرفتی که بیای بغلم برای اولین بار با لبای غنچه شده ی نازت گفتی ما مان...![]()
واااااااااااااااااااااای خدا دلم میخواست اون لباتو که داره با اون لوسی مامان میگه رو بخورم...یعنی عاشقتــــــــــــــــــــــم هااااااااااا...
![]()
یه مدت بعد بالاخره تونستم حین گفتن مامان با اون لبای غنچه شده تو ماشین ازت عکس بگیرم...خودتو ببین چه نانازی عزیــــــــــــزترینم...![]()

![]()
![]()
![]()

دومین کلمه ای هم که گفتی با با بود....

چند روز بعد هم این کلمه ها رو گفتی:
-د د د د
-نه نه نه نه
-ای ای (اینو با صدای بلند و خیلی خنده دار میگی...)![]()
-نا نا نا نا (که اینجا منظورت همون نای نای ه که ما برات میخوندیم تا شما نای نای کنی...)![]()


اولین کلمه ای که پانیسا گفت
